***شماره جدید ماهنامه نزدیک را به مدت ۴۸ساعت با ۵۰ درصد تخفیف بخوانید***
در این شماره میخوانید:
آیا با کاهش فیلمها
شاهد جشنوارهای جذابتر خواهیم بود؟
باشگاه مشتزنی!
پروندهای برای جوایز ادبی ایران
چرا نوبل میخوانیم، جلال نمیخوانیم؟
پروندهای برای فیلم دیترویت
فیلم سفیدپوستان برای سفیدپوستان!
گفتگو با سیدضیاالدین دری، عضو هیئت داوران جشنواره سی و یکم فیلم فجر
مدیران تلویزیون در سینما، اپوزیسیون شدند
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 17:38
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 17:38
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 7:18
آری مأموریت خود را خوب در نظر آور و بیندیش که این دیگر فقط یک سؤال سهل و ساده کردن نیست... کنجکاوی درباره تاریخ و قصه حماسههای گذشته و کهن خواستن نیست... زیرا مگر عزیز من چه قدر از جنگ بُعاث گذشته است. هنوز دو سال نیست که از آن جنگ گذشته است... تمامی صحرا از خونشان پوشیده شد. گویی هم اینک آن توفان خون و خاکستر و آتش و قهر را برابر چشمان خود میبینیم و اجساد کشتهشدگانشان را که اینجا و آنجا افتاده بودند و تو خود به خوبی میدانی که هم سر کرده اوس، حضیر بن سمان کشته شد و هم سر کرده خزرج عمر و بن نعمان بیاضی... آری با سؤال گذشته نزدیک را برابر چشمانشان زنده کن. گذشته را که همین امروز است و تاریخ نیست و در متن واقعیتِ کینجوییهایشان جریان دارد، زیرا مگر نه درین جنگ پدران، برادران، و پسرانشان بدست یکدیگر کشته شدند و خونهای بسیاری از عزیزانشان بر خاک ریخت...
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 3:46
اگر کسی را دارید که با او به راحتی کنار نمیآیید، برایتان خبرهای خوش دارم: میتوانم شما را با راهکارهایی آشنا کنم که رابطه بهتر و مؤثرتری با آن شخص برقرار کنید. مهم نیست کسی که با او اختلاف نظر دارید همسر، خواهر یا برادر، پدر یا مادر، همسایه یا دوست و یا حتی یک غریبه باشد. او هر که باشد، به شما نشان میدهم که چگونه میتوانید احساس دلخوری خود را متحول و جای رنجش خود را با گرمی و صمیمیت و اعتماد و اطمینان عوض کنید.
این سریعتر از حدی که تصور میکنید اتفاق میافتد. راستش را بخواهید، گاه بیش از چند دقیقه وقت نمیگیرد.
اما برای اینکه چنین اتفاقی بیفتد، به تلاش فراوان احتیاج دارید. شاید مجبور باشید به جنبههایی از خود توجه کنید که علاقهای به دیدن آنها ندارید. راه رسیدن به صمیمیت تقریبا همیشه دردناک و پر دستانداز است. به شجاعت و ازخودگذشتگی احتیاج دارید. اما میتوانید آستینها را بالا بزنید و دست به کار شوید. میتوانم چیزی به راستی شگفتانگیز را نشانتان بدهم ــ چیزی که زندگی شما را دگرگون خواهد کرد.
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 3:46
کتاب بخشنده اولین قسمت از یک چهارگانه است که با عنوانهای در جستوجوی آبیها، پیامرسان و پسر ادامه پیدا میکند.
دنیای یوناس کامل است. همه چیز تحت کنترل است؛ جنگ، ترس، درد و هیچ انتخابی وجود ندارد. برای هریک از افراد مجموعه، شغلی در نظر گرفته شده است.
وقتی یوناس دوازده ساله میشود، برگزیده میشود تا نزد بخشنده تعلیمات خاصی را فرا گیرد. بخشنده خاطرات دردها و شادیهای واقعی زندگی را به تنهایی تحمل میکند.
حالا نوبت یوناس است که حقیقت را دریافت کند. بازگشتی وجود ندارد.
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 3:46
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 3:46
خاطرات خفته وقایعنگاری صرف و نقل ساده از رویدادهای گذشته نیست. شاید بتوان نام دیگر این کتاب را پرسشها، رازها و یا جنایات خفته عنوان کرد. وقایعی که گاه مثل یک تصویر هولناک نا تمام در ناخودآگاهتان جا خوش کردهاند و از وجودشان بیخبرید. خاطرات خفته هم چون دیگر آثا مودیانو بر اسکن حافظه استوار است، رمانی نوآر در سیاه و سفید پاریس سالهای شصت، اما با رویکردی نو به روابط انسانی. شاید خاطرات خفته صدای بیدار وجدانمان باشد، موسیقی غمانگیزی که مودیانو، استاد بی بدیل احضار خاطرات، ما را ساعتی به شنیدن آن مهمان میکند.
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 3:46
رئیسم همانطور که راجع به گزارشش، سرووضع و طرز حرف زدن من، قرارداد استخدام رسمی که هیچوقت نخواهم داشت و فلانوبهمان بدوبیراه میگفت، دور شد، اما برایم هیچ اهمیتی نداشت. من را اخراج نمیکند و خودش هم این را بهتر از من میداند. از وقتی که آمدم اینجا سودشان دو برابر شده است و مشتریهای قبلیام در فروشگاه فورو را هم آوردهام. پس معلوم است دیگر...
برو گورت را گم کن. برو گم شو!
نمیدانم چه پدرکشتگیای با این شرکت دارد. فکر کنم که بازاریابشان کلی وعدهووعید الکی به او میدهد. قاب گوشی شبیه کروکت، خمیردندان برای سگش یا آخر هفته کنار دریا... یا شاید از این هم بهتر، هفتهای الکی به بهانۀ سمینار فروش بروند کنار دریا و دور از چشم زنش، که بیش از هرچیزی حواسش به کارهای خانه بود، عشق و حال کنند.
حتماً همینطور است...
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 3:46
در طول دو سال گذشته، بسیار سفر کردهام. شهرهای بسیاری را دیدهام و کلیساها، موزهها، باغها، و قصرهای بسیار. این دیدارها ملغمه غریبی از احساسات و تأثرات در من برجای گذاشته است، و علیالخصوص این احساس شک را که در کجا باید منتظر دیدن چه چیزی باشم. احساس شک حاصل خاطرات بد نیست؛ احساس شک حاصل این است که بهندرت وقت آن را پیدا میکنم که رابطهای با این شهرها برقرار کنم. هر شهری مثل یک آدم است: اگر رابطه اصیلی با آن برقرار نکنیم، فقط نامی بر جای میماند، یک شکل و صورت بیرونی که خیلی زود از حافظه و خاطرهمان میرود و رنگ میبازد. برای برقرار کردن چنین رابطهای، باید بتوانیم شهر را با دقت ببینیم و شخصیت خاص و استثنایی آن را دریابیم، آن «من» شهر، روح شهر، هویت آن، و شرایط زندگی آن که در طول زمان و در عرض مکان آن پدید آمده است. پراگ شهری رازآلود و پرهیجان است که با حال و هوایش، با مخلوط غریب سه فرهنگش الهامبخش خلاقیت افراد بسیاری شده است. سه فرهنگی که چندین دهه، یا حتی قرنها در این شهر در کنار هم میزیستهاند.
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 3:46
در پارهی اول کتابی که پیش رو داریم آنجلاکارتر در روایتهایی تازه از قصههای دیو و دلبر شاه پریان خون آشام شنل قرمزی و آلیس در سرزمین عجایب با شاعرانگی و نمادگرایی زنانهی داستانهای خود رنگی از واقعیت روی شگفتیها میباشد.
در پارهی دوم، داستانهای گروتسک دیوید فاستر والاس با زبان ذهن زخمخوردهی انسان امروز به واقعیاتی تجسم میبخشند که چیزی کم از شگفتی ندارند، واقعیاتی که گهگاهی حتی بیشتر از خرافات و ترسهای بیهوده گرایش به پنهان کردنشان داریم...
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 3:46
گاهی بیدار میشوم و آنقدر همینطور میمانم که صدای افتادن گلبرگی از گلدان را میشنوم. گاهی بیدار میمانم و آرزو میکنم کاش کسی بود و صدای فروریختنم را میشنید. در حریم امن تختم، بر این طناب بندبازی میان رؤیا و بیداری، تخیلاتم خیلی واقعی مینماید ـ فقط چند قدم آنطرفتر ـ همین نزدیکیهایی که هر چه میروی به آن نمیرسی.
پدرم پردهها را آرام باز میکند تا از روز پردهبرداری کند. هر روز شاهکاری است، حتی اگر آدم را له کند.
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 3:46
چیزی از خواب بیدارم کرد. از تخت بیرون آمدم تا بروم دستشویی و متوجه شدم درِ اتاقِ مامان و بابا باز است. وقتی نگاه کردم، دیدم مامان توی تخت نیست. بابا طبقِ معمول خُر و پُف میکرد. ساعتِ روی رادیو ۴:۰۸ را نشان میداد. با خودم گفتم که لابد طبقهی پایین است. مشکلِ خواب دارد. هر جفتشان الان این مشکل را دارند؛ اما قرصهایی که بابا میخورَد چنان قوی است که حتا اگر کنارِ تختش بایستی و توی گوشش هَوار بکشی، بیدار نمیشود.
خیلی آرام رفتم طبقهی پایین، چون معمولاً وقتی بیخوابی میکشد تلویزیون را روشن میکند و مشغولِ تماشای تبلیغهای مزخرف میشود دربارهی دستگاههایی که کمکت میکنند وزن کم کنی یا زمین را تمیز کنی یا سبزیها را هزار جور خُرد کنی؛ بعد خوابش میبَرَد. اما تلویزیون روشن نبود و خودش هم روی کاناپه نبود؛ در نتیجه، فهمیدم که حتماً رفته بیرون.
چند بار از این کارها کرده بود... حداقل من از چند بارش خبر داشتم. نمیشود که همیشه حواسم باشد بقیه کجا هستند. اولین بار به من گفت که رفته بوده قدم بزند تا کمی ذهنش را آرام کند؛ اما یک روز صبح هم بیدار شدم و دیدم نیست و وقتی از پنجره به بیرون نگاه کردم ماشینش هم، جلوِ خانه، سرِ جای پارکِ همیشگیاش نبود.
احتمالاً میرود دمِ رودخانه قدم بزند یا به قبرِ کیتی سر بزند. خودم هم گاهی این کار را میکنم؛ هرچند هیچوقت نصفههای شب
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 3:46
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 3:46
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 3:46
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 3:46
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 3:46
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 3:46
رنگ نگاهش تغییر کرد و سراسر التماس و عشق شد. چه احساس قشنگی سراسر وجودم را پر کرد! چه زیبا از من خواست در کنارش بمانم "بهار زندگیم باش"
لبخند عمیقی زدم و از سر خجالت نگاه به زیر انداختم. صدای گرم و بمش به گوش رسید: «بهار!! بهار زندگیم میxadشی؟! سرتو بالا بگیر. خواهش میxadکنم. جوابمو بده.»
چهxadقدر عشق زیباست... چهxadقدر عاشقی قشنگ است... مخصوصاً وقتی که معشوق امیر باشد. با خجالت نگاهش کردم. لبxadهای خشکیدهxadام را تر کرده و گفتم: «و توهم، تکیهxadگاه امنِ من باش!!»
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 13:59
کتاب «هر روز پنجشنبه است» نوشتهی «جوئل اوستین» و ترجمهی «شبنم سمیعیان» است. دربارهی کتاب آمده است: «شاد بودن یک انتخاب است. بسیاری از ما وقتی صبحها از خواب بلند میشویم میتوانیم انتخاب کنیم امروز چه مدل روزی را پیش رو داریم. روزی خوب یا روزی بد؟ هدف نویسنده این کتاب آن است که به شنونده بیاموزد ذهن خود را طوری برنامهریزی کند که بتواند هر روز، شادمانی را انتخاب نماید. مهم نیست چه چالشهایی پیش روی اوست یا چه شرایطی پیش میآید، مهمتر این است که این شما هستید که باید انتخاب کنید چگونه زندگیتان سپری شود. کاملا به خودتان و انتخابهایتان بستگی دارد و نه به شرایطتان! آبراهام لینکلن، میگوید: بیشتر مردم به همان اندازهای که تصمیم گرفتهاند شاد باشند، شادند. در کتاب «هر روز پنجشنبه است» جوئل اوستین، نویسنده پرفروشترین کتابهای دنیا، با دادن دلگرمی راهنماییهای معنوی و توصیههای عملی نشان میدهد که چگونه شادی و خوشبختی را در هر روز هفته و هر روز زندگیتان بیابید.» در بخش نخست کتاب میشنویم: «تحقیقات نشان میدهد که لبخندی که روی لب شماست، هم برای خودتان و هم برای اطرافیانتان خوب است. در یک آزمایش، از افراد خواسته شد خشم و ترس را با حالات چهرهشان نشان دهند. بدنهای آنان چنان پاسخ دادند که انگار واقعا داشتند آن احساسات را تجربه میکردند، حالاتشان ضربان قلبشا
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 13:59
کتاب «ثریا در اغما» اثر «اسماعیل فصیح» است. در مورد این کتاب میتوان نوشت: «ثریا در اغما یکی از آثار اسماعیل فصیح است. این رمان در سال ۱۳۶۲ در تهران منتشر شد و در عرض یک سال به چاپ چهارم رسید. همزمان با چاپ چهارم این اثر، ترجمه انگلیسی آن در سال ۱۹۸۵ منتشر شد. «ثریا در اغما» را در کنار «زمستان ۶۲» بهترین آثار اسماعیل فصیح شمردهاند.این کتاب که تا سال ۱۳۸۵، یازده بار تجدید چاپ شده، جزو پرخوانندهترین آثار ایرانی شمرده شده است» و حالا کتاب صوتی آن را موسسه «نوین کتاب گویا» منتشر کرده است.
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 13:59
خلأ است آنچه این فصل را گشاید
اسرار را باز آرد
منطق را به حضورش بیقرار گذارد
آنگاه که در حواس حیوانیِ برانگیخته در فضاهای تازه
بهسردی مینگرد.
چون عطش فرو مینشست
دستاوردمان اندک احساس ضرورتی بود
و همین فراغ بال تکافو میکرد
تا هر نشانی را از وجود مجهولمان بیهوده بیابیم
و روزگار راستین انسان را بسی دور.
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 13:59
با توجه به ضرورت مسئله و پیامدهای وخیمی که مسئله برای جامعه در بلندمدت به همراه دارد، این کتاب در پی سه هدف محوری است:
۱- بررسی عوامل مخل و ممد مقبولیت قانون در چهار حوزهی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی؛
۲- بررسی علل و پیامدهای فساد در چهار حوزهی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی؛
۳- بررسی رابطهی متقابل بین فساد و مقبولیت قانون.
ازاینرو، کتاب حاضر شامل دو بخش و یک نتیجهگیری است. بخش نخست شامل چهار فصل است. این بخش به مقبولیت قانون در چهار حوزهی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی میپردازد. بخش دوم، که آن نیز دارای چهار فصل است، علل و پیامدهای فساد در حوزههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را بررسی میکند. در بخش نتیجهگیری به رابطهی فساد و مقبولیت قانون پرداخته میشود.
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 13:59
اثر حاضر، ترجمه کتاب «آخرین شاهدان» اوست که در سال ۲۰۱۵ جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد. آلکسیویچ اولین نویسنده بلاروس (پس از اعلام استقلال از اتحاد جماهیر شوروی) بود که به دریافت این جایزه نائل شد.
آلکسیِویچ در این اثر تجربیات کودکانی را گرد آورده است که «شاهد» جنگ دوم جهانی بودهاند و در حال حاضر یا دار فانی را وداع گفتهاند، و یا در کهنسالی به سر میبرند و تا به امروز، خاطرات تلخ و منظرههای دلخراش جنگ را از یاد نبردهاند.
در اکثریت قریب به اتفاق این روایتها، شخص راوی به طرز معجزهآسایی از سیل حوادث جان سالم به در میبرد. هدف اصلی از بازگو کردن وقایع این جنگ از زبان کودکان، به هیچ وجه ایجاد حس تنفر نسبت به ملت یا شخص خاصی نبوده است؛ بلکه هدف اصلی، هشدار به بشر و یادآوری جنایتهایی بوده است که از سر همین نفرتهای بیدلیل اما ریشهدار صورت گرفتهاند.
«آخرین شاهدان»، اثری است که در اوج سادگی، عمق فجایع رخ داده در جنگ جهانی دوم در بلاروس را برای خواننده ترسیم میکند. مؤلف سعی کرده تا در حد امکان از بهکار بردن پیرایههای ادبی در نثر این کتاب خودداری کند و با زبانی ساده از درد و رنج مردم خود بگوید.
این اثر برای اولین بار در سال ۱۹۸۵ در اتحاد جماهیر شوروی به چاپ رسید. در آن زمان کشور بلاروسِ امروزی، یکی از استانهای شوروی محسوب میشد. فیلم مستند «بچههای
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 13:59
وقتی آرون سیلبراستاین بیدار شد نمیدانست که بود. کمربندی از مه بین رؤیا و واقعیت بود که باید راهش را از این طریق کشف کند آیا واقعاً آرون سیلبراستاین بود، یا در همان لحظه فرناندو اریهرا، در خوابهایش هر دو اسم اغلب قاطی میشد. هربار که بیدار میشد، لحظهای را با گیجی تمام تجربه میکرد. امروز صبح هم مستثنی نبود، وقتی چشمهایش را باز کرد و نوری را دید که از برزنت رد میشد. دستش را از کیسهخوابش بیرون آورد و به ساعتش نگاه کرد. سه دقیقه از نه گذشته بود. گوش داد. همهچیز ساکت بود. شب قبل، بعد از گذشتن از شهری که اسمش فالشوپینگ بود، به جادهی اصلی پیچید. بعد از دهکدهای کوچک با اسمی شبیه گادهم رد شده بود و رد یک گاری را یافته بود که به جنگل میرفت، و توانسته بود چادرش را برپا کند.
حالا همانجا از خواب بیدار شده بود، این احساس را داشت که باید بهزور از دست کابوسهایش رها شود. باران میآمد، رگباری ریز با قطرات گاهگاهی روی برزنت میریخت. دستش را داخل کیسهخواب کرد تا گرم شود. هر صبح با آرزوی گرم شدن هوا به خود قوت قلب میداد. سوئد در پاییز کشور سردی بود. طی اقامت طولانی متوجه این نکته شده بود.
بهزودی همهچیز تمام میشد...
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 13:59
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 13:59
کتاب «مردی به نام اُوِه» اثر «فردریک بکمن»، وبلاگنویس سوئدی است که در مدت کوتاهی تبدیل به یکی از پرفروشترین رمانهای جهان شد. این کتاب تا کنون به بیش از سی زبان ترجمه و منتشر شده است.
اما استقبال از این کتاب تنها محدود به علاقهمندان به رمان نبود. سختترین منتقدان ادبی نیز بارها و بارها درباره این کتاب مقالاتی را منتشر کرده و از آن به عنوان یکی از خواندنیترین رمانهای سالهای اخیر نام بردهاند.
هفتهنامه معتبر اشپیگل در معرفی این کتاب نوشته است: ««کسی که از این رمان خوشش نیاید، بهتر است اصلاً هیچ کتابی نخواند.»
مردی به نام اُوِه داستان روزگار پیرمردی است کمحرف، سختکوش و بسیار سنتی که اعتقاد دارد همهچیز باید سرجای خودش باشد و فقط احمقها به کامپیوتر اعتماد میکنند. او سالها با قوانین سفتوسختش و همسرش که عاشقانه دوستش داشته، زیسته و حالا انگار به آخر خط رسیده است. تا اینکه یک روز صبح ماشین یک زن باردار ایرانی و شوهر خنگش که قرار است همسایهی او شوند، کوبیده میشود به صندوق پستیاش و این آغاز ماجراست.
در بخشی از این کتاب میخوانیم:
«این روزها مردم فقط کامپیوتر دارند و دستگاه اسپرسو. جامعهای که در آن هیچکس نمیتواند به طریقی منطقی با دست بنویسد و قهوه دم کند، به کجا میرود؟ به کجا؟ اصلاً به کجا میرویم اگر هر کس اتومبیلش را هرجا که عشقش میکشد، پارک
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 13:59
برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 13:59